بابا صفرى
38
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )
چندان از آن استقبال نشد با اينحال چون زمان بهترين عامل تغيير وضع جوامع انسانى است بتدريج اذهان بيشتر آمادگى يافت و كمكم بر تعداد سينماهاى شهر نيز افزوده شد . آمدن « چروونها » باردبيل : اخراج ايرانيان مقيم روسيه از شوروى نيز يكى از وقايع دورانى است كه در اين گفتار از آن بحث مىشود . قبل از انقلاب اكتبر 1917 روسيه ، رابطهء بازرگانى بالنسبه وسيعى بين شهرهاى ايران ، بويژه آذربايجان ، و آن كشور بر قرار بود و چنان كه در جاهاى ديگر نيز اشاره كردهايم اردبيل مركز مهم صادرات و واردات آن روز بشمار مىآمد . بر اثر اين رابطه جمعى از ايرانيان ، بعنوان تاجر يا كاسب و حتى كارگر در شهرهاى مختلف قفقاز سكونت داشتند و با حفظ تبعيت ايرانى خود در آنجا بتجارت و كسب و كار مشغول بودند . در آن عهد رفتن از ايران بروسيه و مراجعت بايران كار آسانى بود و گاهى اتفاق مىافتاد كه كسى در يك سال چندين بار مثلا از اردبيل بباد كوبه رفته برگردد . ساكنان قفقازيه و عمال دولت تزارى نيز با آنان بدرفتارى نميكردند و چون خطرى از جانب آنها متوجه سياست و اقتصاد خود نميديدند مانع رفتوآمد آنها نميشدند . سياست مرزهاى بستهء دولت شوروى كمكم در اين رفتوآمدها محدوديتهائى بوجود آورد و سرانجام بجهات رعايت مقتضيات سياسى و داخلى ، كه از اختيارات خاص هردولت است ، اخراج ايرانيان ساكن قفقاز و شهرهاى ديگر مورد تصويب آن دولت قرار گرفت و بدانها اعلام گرديد كه يا بتابعيت دولت شوروى درآيند و يا در مهلت معينى بكشور خود بازگردند . ميگويند در ضمن اين اعلام عكس سه مرغ را نيز بدانها ارائه ميدادند كه اولى مرغ سالمى بود ولى دومى شاهپرها و دمهاى خود را از دست داده سومى كاملا لخت و پركنده نقاشى شده بود و چنين تعبير ميشد كه هركس در مهلت مقرر حركت كند هرچه مال و منال دارد متعلق به دو خواهد بود . چنان كه تأخيرى در خروج از موعد كند مقدارى از آنها را از دست خواهد داد و سرانجام در صورت امتناع لخت و عور از آن كشور اخراج خواهد شد مگر آنكه بتبعيت شوروى درآيد . جمع كثيرى از ايرانيان ساكن آن كشور دست از كار و كسب خود كشيدند و